آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
52
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
در راهروى دست راست ، طاقى ديگر وجود داشت و در آن هشت قبر كه دور آن را ديوار كشيده بودند ديده مىشد . از اينجا به طرف راست منتهى به سومين بقعه مىشد كه مقبره سيد ابراهيم در آن قرار دارد . ارتفاع سنگ قبر بيش از يك ساعد بود كه روى آن را با پارچه دمشقى به رنگ زرد پوشانده بودند . تعداد زيادى چراغدانهاى بزرگ مسين كه با شمع مومى و فانوس روشن بود در اطراف محل مقبره به چشم مىخورد . بر سقف قنديلهائى آويزان كرده بودند كه من به سبب تاريكى به زحمت آنها را مىديدم . پس از اين بازديد بدون جلب توجه ديگران آنجا را ترك كردم . در فاصلهاى به مسافت دو برابر تيررس تفنگ از اين دهكده به طرف خاور در يك كوه سنگى مقبره باشكوه قديس ديگرى وجود دارد كه نامش تيرى بابا « 1 » و گويا آموزگار سيد ابراهيم باشد . به طورى كه ايرانىها اظهار مىدارند اين شخص ظاهرا وجودى جاودانه است كه عباى خاكسترى رنگ در برداشته و بر دو زانو مانند حالت عبادت مىنشسته است . سيد ابراهيم محرر وى اعتقاد داشته كه اين عبا را خداوند به وى اعطاء كرده است ، تا پس از مرگ نيز مانند زمان زندگيش ديگران به ياد او باشند و گراميش بدارند . هر سال بايد بر روى اين عباى خاكسترى عباى سفيد رنگى بكشند و عباى قبلى را قطعهقطعه كنند و در اختيار زائران او كه در زمانى مشخص و گاهى از دور - دست براى زيارت مقبره وى مىآيند قرار دهند . اهالى محل داستانهاى اغراق - آميز و افسانهگونهاى از اين دو نفر مىگويند كه يا مربوط به سحر و جادو مىشود و يا دروغى شاخدار است كه هر دو بين ايرانيان رواج دارد ، به همين دليل من لازم نديدم آنچه را كه شنيدهام در اينجا بازگو كنم . اطراف مقبره تيرى بابا در دل كوه ، غارها و دخمههاى بسيار كندهاند كه زوار
--> ( 1 ) - در اصل Tiribabba - با توجه به شرحى كه نويسنده از اين شخص داده ، محتملا « تيره عبا » است و ضمنا همه نشانههائى كه مىگويد ، مقبره دلالت بر يك معبد مهرى دارد - م .